مررگ



✔یِه اُتـــــاق ســَـــرد... ➺

✔یِه عالَـــــَمِه دَرد...

مــَـــنْ و یِه خُــدایـــی کِـه

حالـَــــمو خوب نَکَــرد

دیـــــگـــه رســیـــدَم بــِه تــَه خَـــط





................



چی بگم دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت داداشی میای بازی کنیم؟

بعده اینکه بازیمون تموم شد گفت تو بهترین داداشه دنیایی...

وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو میدید و

میخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش

دارم اما اون گفت تو بهترین دادشه دنیایی...

وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت تو بهترین دادشه

دنیایی...

و وقتی مرد من زیره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف

بزنه میگفت تو بهترین دادشه

دنیایی...

 چند وقت بعد وقتی دفتره خاطراتشو خوندم دیدم نوشته

عاشقت بودم و دوست داشتم اما

میترسیدم بگم برای همین میگفتم تو بهترین دادشه دنیایی...




................




وقتی زیادی دوسش داری..

حسود میشی...

حساس میشی...

چشم دیدن نگاه های بقیه رو نسبت بهش نداری...

چشم نداری ببینی به غیر از تو با بقیه هم حرف میزنه....

اینا همه از دوست داشتن زیاده اما ...

اون فکر میکنه دیوونه شدی و الکی بهش گیر میدی....


.....................


باهـــــــر کــــــس میشـــــــــه خنـــــــدیــــد....

ولـــــــی !!!

فقـــــط در آغــــوش یـــــک نفـــــرمیشــــــــــه

گـــــــریــــــه کــــــــرد.....



...................

خاکستر قلبم را یادت باشد...

بر دریای آرزوها بریزی...

شاید سوخته ی دلم تشییع عشق باشد ،

برشانه های امواج...!



................